حسن حسن زاده آملى

151

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)

چهل گوهر شب چراغ ، نقل كرده ايم فراجع . قوله : و هنا لك صورة العشق ، صورت در اينجا به معنى فعليت و حقيقت است ، و در كتب عقليه به اشتراك به چند معنى آمده است . شيخ رئيس در فصل چهارم مقاله ششم الهيات شفا ( ج 2 چاپ سنگى ص 537 ) معانى صور را عنوان كرده است بدين عبارت : و أما الصورة فنقول قديقال صورة لكل معنى بالفعل ، الخ . ما همه عبارت او را در وجوه معانى صور در درس صد و چهل و هفتم دروس معرفت نفس نقل و ترجمه و شرح كرده ايم اگر خواهى رجوع كن . ( ص 518 ط 1 ) . قوله : و ان لم يعشق من الغير ، شيخ رئيس در فصل نمط نهم اشارات كه در مقام عارفانست گويد : والاول عاشق لذاته معشوق لذاته عشق من غيره اولم يعشق ، ولكنه ليس لايعشق من غيره بل هو معشوق لذاته من ذاته و من اشياء كثيرة غيره . معلوم است كه گفتار فارابى نيز شامل هر دو قسم « عشق من غيره اولم يعشق » است . و شيخ نظر بگفتار وى دارد . يعنى اول تعالى عاشق لذاته و معشوق لذاته است چه معشوق غيرش بوده باشد و چه نبوده باشد و لكن چنين نيست كه معشوق غيرش نبوده باشد بلكه او لذاته معشوق خود و معشوق اشياء بسيار غير خود است . آنكه شيخ گفت : و لكن چنين نيست كه معشوق غيرش نبوده باشد ، علتش اين است كه اول تعالى دائم الفضل على البرية است ، و قطع و امساك فيض ازلا و ابدا از چون اويى كه فوق التمام است معقول نيست . قفطى در تاريخ الحكماء در ترجمه سقراط حكيم آورده است كه : سأله رجل ما العلة التى خلق لها العالم ؟ فقال جود الله . فيض از حق نتوان كرد جداى بخل بر وى نسزد داد اسناد و چون تمام ما سوا فيض اويند و هر يك پرتوى از شعاع آفتاب جمالش و وجودشان قائم به او است لاجرم همه عاشق اويند يحبهم و يحبونه .